جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
428
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
هائى چرند با خود مىآورند كه مختص آن محيط ساخته شده و همانها در خانهء هيچ ژاپونى متمدن ديده نمىشود . گلستان - اطاقهائى كه شرحش را خواندهايد رو به سمت حياط و باغ وسيعى است كه گرداگرد آن را عمارتهاى دربارى كاملا احاطه كرده است كه به نظر من زيباترين و برجستهترين قسمت همهء آن محوطه است . در اين باغ بزرگ خيابانها و راههاى باريك با سنگريزه فرش شده است كه همه با باغچهها و حوضها و درياچهء بزرگى مربوط مىگردد . سرو و كاج عالى و همچنين درختان بومى چنار و تبريزى در حاشيهء خيابانهاست كه سايهء دلپذيرى دارند . اينجا باغ گلستان است پلهاى ظريف متعدد بر جويبارها ساختهاند و كف آن جوىها با كاشى آبى مفروش و آب پيوسته در آن جارى است . در استخرها بواسطهء ماهى و مرغابى و قو جنبوجوشى ديده مىشود . غرفههاى زيبائى هم در ميان درختان به نظر مىرسد . در همين باغ دلپذير در زير آسمان صاف و آفتابى درخشان بود كه من شاهد بار عام شاهانه بودم كه جا دارد چند كلمهاى دربارهء آن بنويسم . اين مراسم در مورد جشن نوروز به صورت محدودترى برگزار مىشود . بار عام شاهانه - غرض از بار عام دربارى در ايران آن نيست كه كسى مورد عنايت و توجه واقع و يا به پيشگاه همايونى معرفى شود ، بلكه شاه فقط خود را به اتباع مرعوب و ستايندهء خويش نشان مىدهد بنابراين دو علامت اصلى و عمدهء اين صحنه يكى توجه سرشار به حضور شهريار است و ديگر نگاه تيز سلطان و غير از اين منظور عمدهاى در ميان نيست . چند نفرى نيز در اين مراسم نقش مجسمه دارند اينك من عين صحنه را شرح مىدهم : هنگام ورود به قصر به تالارى راهنمائى شدم كه برحسب معمول در آنجا با قهوه و قليان از واردين پذيرائى مىشود . سربازان و مأموران رسمى درهموبرهم از هر سو در قصر رفتوآمد داشتند . دستههاى موزيك در گوشه و كنار بدون هدف آهنگهائى بىسروته مىنواختند . افسران دراونيفورمهاى جوراجور سربازان را از اين سو به آن سو حركت